![]() |
![]() |
|
| اگر دوست داشتن گناه است می خواهم گناهکارترین انسان باشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 18:37 توسط یاس |
|
|
سلام........
خیلی وقت بود نیومده بودم... ببخشید ۱۴ خرداد هم تموم شد........تولدش بود!! دیگه مثل قبل نیستم....چیزی واسم مهم نیست...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:19 توسط یاس |
|
|
سلام...خوبین؟؟؟
یکی از دوستان نظر خصوصی دادن که این جیزایی که می نویسم راستن؟؟ به خدا همش راسته....هیچی از خودم نمی نویسم.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 17:4 توسط یاس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:22 توسط یاس |
|
|
معني دوستت دارم يعني چه؟
« د» : داشتن تو ، حتي براي لحظه اي ، به تمام عمر بي کسي ام مي ارزد . همچون ديوانه اي که لحظه اي داشتن را در تمام روياهايش باور مي کند « و» : وابسته ي تپش هاي قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حيات مي بخشد «س» : سرسپرده ي برق نگاه توام ، لحظه اي که مرا در آغوش گرمت ميهمان کني «ت» : تک ستاره ي شبهاي بي فانوسم شدي روزي که از خدا تکه اي نور طلب کردم «ت» : تپش هاي قلبم در گرو عشق توست که در رگهاي زندگيم جاريست. «د» : دوري از تو را باور ندارم ، حتي در رويا ، که من ذره اي از وجود عاشقت گشته ام «آ» : آرام دل بيقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج مي زند ، وقتي به درياي نا آرام اشکهايم مي نگري «ر» : راز مرگ دلتنگي هايم ، روزيست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بي نصيبم باشد «م» : مهتاب مي سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خريده است در بازار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 21:4 توسط یاس |
|
|
نه..............
نمی تونم..... فکر می کردم فراموش کردم ولی........... همش واسه مدت کوتاهی بود..... دست خودم نیست... دلم بدجور شکسته |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:55 توسط یاس |
|
|
سلام جیگمل خوشکلا..........
خوبین؟؟؟؟ با کمی تاخیر ولنتاینتون مبارک.......... شرمنده درسام سنگینه........... آرش رو دیدم ولی بی خیال قربونه همتون بوووووووووووووووووووووووووس |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 18:15 توسط یاس |
|
|
سلامممممممممم
خوبین؟ شرمنده به خدا..... از همه ی دوستای گلم که نظر میدن متشکرم به خدا سرعت پایین نمی تونم بلینکم یا وب باز کنم.... به خدا ببخشید... تو اولین فرصت جبران می کنم...... حالمم خیلی خوبه..رضا هم خوبه..... راستی ۲ دی تولد دوستم محمدـمک و ۴ دی تولد امیر سوشیانت بود... امیر و محمد عزیزم شرمنده که دیر شد.......تولدتون مبارک |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 17:14 توسط یاس |
|
|
سلامممممممممممممممممم
چه طورین؟؟ پلیس نزدیک بود بگیرمون تقصیر رضا بود آخه هی بهش میگم این شلوارتو بکش بالا.....اون موهاتو درست کن خو... میگه من رپ میخونم باید تیپم گشاد باشه!!!!!!!!!!!!!!! تازه دعواش هم شد با ۲ تا پسر!!!!!!!!!!!!!! پسرا گیر داده بودن به من و دختر عموم ندا و آتی دوستم..... رضا هم غیرتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱ ولی نمی دونم چرا یهو با من سگ شد؟؟ از دست این پسرا!!!!!!!!! خدا به راه راست هدایت کن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 15:9 توسط یاس |
|
|
سلام دوستای خوبم......ببخشید که پیدام نبود....!!!!
حالم خیلی خوب شده...دیگه از هیچی ناراحت نیستم.... آخه یکی اومده تو زندگیم که با همه دنیا عوضش نمی کنم..... خیلی مهربونه......اسمش رضاست..... خیلی آروم و خجالتیه نمی دونم چی داره ولی بدجوری جذبم کرده.... بهار دوستم می گه شبیه همین!!!!!!!!!!!!!!!!!! خیلی خوشتیپ و خوشگله..... فقط یه اشکال داره... عشقه موسیقیه رپ داره!!!!!!!!!!!! البته خودش رپره.....۳ تا آهنگ خونده....چند تا دیگه هم داره میده بیرون....با اینکه با این کارش مخالفم ولی صداش محشره ولی بر عکسه همه ی رپرا نه سیگار میکشه نه مواد مصرف میکنه..مشروبم نمی خوره.. می خوام از همین جا بگم که: رضا جون دوست دارم...همه زندگیمو مدیونم بهت............ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:14 توسط یاس |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 23:50 توسط یاس |
|
میخوام دنیارو تقسیم کنم.. آسمون مال من ستاره ها ماله تو... ماه مال من خورشید ماله تو.... اصلا بیا یه کاری کنیم: همه ی دنیا ماله تو فقط.... تو ماله من!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 18:46 توسط یاس |
|
به من گفتی چرا دوستم داری؟ من خندیدم و دستاتو توی دستام نگه داشتم.... من تو همون عالم بچگی با شوقی که هیچ گاهنتونستم واست وصف کنم گفتم: چون ارزش دوست داشتن را داری... چون میخوام که دوست داشته باشم چون............ نیاز دارم ماه من............... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 18:32 توسط یاس |
|
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:55 توسط یاس |
|
چرا دنیا پره از حادثه های وارونه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 19:56 توسط یاس |
|
جایی اسیرم میان خواب و بیداری میان راست و دروغ .همه گفتند عشق رهگذرها را باور نکن ، نکردم! گفتند اشک ها فریبند ، پذیرفتم...اما صدای سکوت لبهای بی رمق غریق را که نمی توان نشنیده گرفت... شاید خودمان پر از فریبیم که نگاه بی دروغ کسی را باور نداریم! نمی دانم خدا تنم را به خاطر باور نکردن یک نگاه عاشق می سوزاند یا نه ، نگاهی که تا دیروز تا با من بود، فقط رو به درگاه خدا بود و امروز بر دنیا بسته شده و حتی خدا را هم نمی بیند... آیا خدا به من نمی گوید تو بنده ام را چنین کردی؟می دانم که این آتش تباهم می کند! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 19:42 توسط یاس |
|
ایام سوگواری شهادت امام حسین (ع) را به تمام مسلمانان تسلیت میگم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:53 توسط یاس |
|
سلام دوستای گلم کریسمس رو به دوستای مسیحی خودم : نازنین.. ماریا.. تینا..سارا..ناتان..براینت..برایان و الکس و الکسیس و همه ی مسیحیای خوبمون تبریک میگم.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:41 توسط یاس |
|
![]() بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم جز تاریکی و سیاهی ندارد! دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی! و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم از طرف من به تو! معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی! به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد ! در آغوش خود بفشارم! پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ، و من و تو نیز یک سوی دیگریم! تو را عبادت میکنم! عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست! می نگرم تو را میبینم . آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست! توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را ! در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد ! با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و به من بنگرند و شرمنده شوند!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:24 توسط یاس |
|
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره از صداي تو شنيدم که دلت دوستم نداره تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جدايي تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو ميميره نور يک ستاره يک شب جاي مهتاب و ميگيره
تو مگه قسم نخوردی...................... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:15 توسط یاس |
|
همدم شبهای دلتنگیه من..... امشب مهمون كدوم آسمون بودي ؟ هم صحبت كدوم ستاره ؟ همدرد كدوم مهتاب ؟ يادت هست ؟ شبهاي پريشونيمو با تو قسمت و ستاره هامو بغل بغل به آسمون چشماي تو تعارف مي كردم . سياه چالاي دلتنگيام رو لبخندهات پرمي كرد . براي گذري هر چند کوچولو به آسمون نگاهم برگرد . ببين چه جوري ماه ذهنم تو سياره خاطرات مي گرده و اروم اشك مي ريزه . بغض هامم جواب نگفته هاي فشرده گلوم رو نمي دن ... . تو نيستي و من ، شبگرد تنها نشين خلوت غم شدم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:2 توسط یاس |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:43 توسط یاس |
|
|
چرا؟
همش یه چرا تو ذهنمه!!!! چرا من باید به این جا برسم؟؟؟؟چرا باید دلم پر از عقده و کینه باشه؟؟؟ مگه من این وبلاگ رو واسه ی کسی که دوسش داشتم نساختم؟ پس چرا این وبلاگ پر شده از عقده هاو کینه ی من؟؟ دیگه حالم از هرچی عشق و عاشقیه بهم می خوره.....حالم از هرکی که ادعا می کنه دوسم داره بهم می خوره... دلم می خواد منم مثه بقیه باشم..... هوس باز عقده ای روانی ................................ البته الان که هم عقده ای شدم هم روانی خوبه رو مغزم کار کنم تا ۲ روز دیگه هوس بازم میشم......... می خوام ببینم که چه لذتی داره وقتی یکی به پام میوفته و التماس میکنه..... حتما خیلی شیرینه ولی ولی می تونم یه همچین آدمی باشم؟ نمی دونم نمی دونم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مگه اون پسر چی داشت؟ مگه آرش چی داشت؟ من دارم تاوان چی رو پس میدم؟ چرا بایدحسرت شنیدن یه جمله رو از دهنش به دلم بمونه؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:24 توسط یاس |
|
|
اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه........چقدر مذخرف شدم...!!!!!!!!
احساس میکنم دیگه دلم مثله قبلا نیست... از اینکه یه پسر بیاد بازیم بده خسته شدم...هیچ کس ارزش نداره... خیلی وقته دوره همه ی آدامارو خط کشیدم..... از این آدمکهایی که فقط نقاب آدم بودن روی صورت زشتشونه خسته شدم... چرا من نباید مثله اونا باشم؟ چرا من نباید بازی بدم؟ خستم... از همه چی..... از خودم از درس از زندگی از دوستام از هر احمقی که دورم رو گرفته تک تک نفساشون بوی گنده هوس میده دلم می خواد وقتی دم از عاشقی میزنن یه مشت محکم به دهن کثیفشون بزنم... حیف واژه ی عشق که از دهن این آدمکهای انسان نما بیرون بیاد حالم از همه ی کسایی که عشق رو بد نام کردن بهم می خوره عشق در ذهن اونا یعنی: هوس شهوت رایطه ی جنسی |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 20:7 توسط یاس |
|
خدایا......... شکوه دارم.... از عشق.. از خیانت.. از زندگی.. از سختی.. از خوشبختی.. تو خود مرحم هر دردی تو خود دوای هر زخمی (( مرحم این دل چیست؟؟))
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 17:36 توسط یاس |
|
|
سکوت بهترین بهانه برای ناگفته هاست سکوت میکنم.... شاید تو خود بفهمی.... من که از گفته ها هیچ سودی ندیدم شاید سکوت به تو بفهماند...................
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 17:31 توسط یاس |
|
|
با احترام دارم میگم ساکت باش و دهنت رو ببند............با دختره وله خیابوونی حرف نمیزنی که چشماتو میبندی و دهنت رو باز میکنی........!!!!!
فهمیدی؟؟؟ محمد ـ مک درسته دوسته خوبه منی ولی حق تهمت و چرت و پرت گفتن رو نداری یعنی اجازش رو بهت نمیدم....... فکر کنم تا حدی آزاد باشم که بخوام با دوستام رفت و آمد کنم... به کسی ربطی داره؟؟ اگه داره بگین تا منم بدونم! از این به بعد می خوام جلوی دهن های کثیفی که فقط واسه مذخرف گفتن باز میشن رو ببندم....... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 14:4 توسط یاس |
|
|
یکی از آشناهام که راجع بهش نوشته بودم بهم گفت چرا راجع به خودت نمی نویسی...........
بهم گفت اشکال از تو بود که هیچ کس با تو نمی مونه............ آره راست میگی!!!!!!!!!!!!!!!!! اشکال از منه!!!!!!!!!!!!!!!!! اشکال از منه که خودم رو دسته هر آدمه کثیفی نمی دم!!!! همین آدمی که میگه اشکال از منه می دونید عشقو تو چی میبینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زشته بگم!!!!!!!!!!!! خجالت بکش لطفا!!! همین آدم به من می گفت اگه می خوای دوستت داشته باشم باید باهات.............. زشته بگم!!!!!!!!!! آقای محترم شرمنده ازت دوست داشتن رو گدایی نمیکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من خودم و دسته هر احمقی نمی دم...... اگه هر غلطی هم کرده باشم دیگه تکرارش نمی کنم........... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دوستان شرمنده از رک حرف زدنم ولی........... آقای محترم عشق جدا از رابطه ی جنسیه............ منم دختر خیابونی نیستم که فکر کنی هر کثافت کاری بکنم........... حالا راجع به خودم.. ۳سال عاشقه یه نفر بودم.. آرش........ به خاطر مشکلاته شخصیش بینمون بهم خورد.به ارواح خاک عزیزم اگه تو این مدتی که باهاش بودم به کسی حتی نگاه کرده باشم.... ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ رابطمون بهم خورد.... واسه فراموش کردنش هر کاری کردم ولی نشد... آدمای زیادی تو زندگیم اومدن ولی هیچ کدوم آرش نشد.... من اشتباه کردم که گذاشتم افراد دیگه وارد زندگیم شن ولی نذاشتم دستشون بهم بخوره... از این کارم پشیمون نیستم. واسه اون کسیم که منو به خاطر اینکه نذاشتم دستش بهم بخوره سر زنش می کنه متاسفم.. من عاشقه شکست خوردم نه خیابونیه دست خورده......... آره آرش و دوست داشتم چون به خاطره تن و بدنم من و نمی خواست...... چون شیرین ترین خاطراتم با اون بود چون تونست من و بشناسه چون تکیه گاهم بود......... چون................... درکش واسه شما سخته...... راستی........ من با کسی دوست نبودم... همون کسی که به من میگی مشکل دارم اینو تو کله ی پوکت فرو کن وقتی هیچی راجع به زندگی من نمی دونی نظره مذخرفت رو واسه خودت نگه دار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:13 توسط یاس |
|
|
حالم به هم می خورد
از نشخوار واژه ي....عشق! در کلام بوزینگانی که نمی دانند ا ش غ ! را چگونه می نویسند؟ در قاموس اینان ع ش ق یعنی: I LOVE YOU......! وسپس فیلمی که مخفیانه!! از معشوقشان می گیرند... تا عشق شان مستدام باشد تا وقتی گیتی هست تا وقتی سی دی هست شبها خرناس هوس روزها سر درآخور چشم چرانی سیاه دلان بیدل عشق را قباله آبا و اجدادیشان می دانند که شب بخوابند و صبح بگویند: من عاشق تو هستم .... من مجنون دیده ام لیلی شنیده ام ...عشق خوانده ام اما در آخر الزمان اینجا عشق یعنی: هوس...نفس اماره...گناه... آی ای عشق... حالم دارد به هم می خورد ..... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 14:54 توسط یاس |
|
|
تمام
دیگه همه چی تمام. زندگی... آرزو...... خوشبختی... لذت.......... عمر من.. تمام وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی نه ه ه ه ه ه ه می خوام تمام شه خدایا مگه نمیگن بزرگی؟ این امتحانه؟ این یه بازیه؟ خدا نه خدا نه چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا غیر تو کسی دلیل این بغض و نمی دونه......... خدا راضی می شی؟ بنده ات واسه اولین بار............ واسه اولین بار سیگارو امتحان کرد این حقه؟ راضی میشی؟ دیگه بهم فشار اومده میفهمی؟؟؟؟؟ یا بازم صدام به گوشت نمی رسه؟ خداااااا نمی خوام باور کنم............ این یکی و نمی خوام باور کنم.............. اگه راست باشه خودم و تیکه تیکه میکنم......... پس دلیله این کم محلیا این بود؟؟؟ آره؟؟ نه نه نه نه نه نه نمی خواممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم باور این یکی واسم سخته........ واسم دعا کنین خیلی خرد شدم......... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:32 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یک عمر حسرت داشتنت بر دلم بود
اکنون...... حسرت از دست رفتنت چاره ام چیست؟ چاره ای جز سکوت و حسرت ندارم اما ایا دوست داشتن گناه است؟ پس می خواهم گناهکارترین انسان باشم |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|